نوشته های عاشقانه
مــــــــــــرام عـــــــــــشـــــق هـــمــیـــنه


نازنینم!
باز عطر یاد تو،در خاطره ی اتاقم پیچید!
باز مهربانی چشمهایت،
پنجره ی خیالم را ستاره باران کرد!
باز گرمی دستانت،
روحم را تا دورترین،لمس یادها برد!
نازنینم!
به شب و روز قسم!
به تلؤلؤ امواج قسم!
به برگ برگ شاخه های درختان قسم!
به بی قراری بادهای سرگردان قسم!
به آواز قمری های حیاتم قسم!
نـــمی توانم پلکهایم را به روی خیال تو ببندم!
نــــمی توانم!
نــمی توانم عطر یاد تو را،از چارفصل دلم پاک کنم!
نـمی توانم!باورکن،نمی توانم!
نازنینم!
ایـــن همـــه فاصله را چگونه تاب بیاورم؟
ایـــن همــــه روز راچگونه به تنهایی دوره کنم؟
ایـــن همـــه شمع را با چه رنگی از امیّد، روشن نگه دارم؟
ایـــن همــــــه فصل را تا به کی،خط بزنم؟
چگونه دوستت دارم ها را ترسیم کنم
که کلمه ای حتی،از یاد نرود؟
قصه ی ایـــن همــه دلتنگی را،
با کدام قلم،برایــت بنگارم؟
آخــــر برای تک تک واژه های بی قراریم، 
قلمها را طاقتی نیست!
![]()












از دار دنیا منو یه ستاره
اونم که می خواد بره تنهام بزاره
هر چی که می گم نرو فایده نداره
می خواد دلمو به زانو در بیاره
برای هر چیز یه بهونه می یاره
تا میگم اخه میگه اخه نداره
میگم بیا تا یکی باشیم دوباره
اهسته ، اروم می گه نداره چاره
پیشش می شینم تا بتونه دوباره
گذشته هارو باز به خاطر بیاره
یادش بیارین دل عاشق بیچاره
تو دنیا چیزی نداره جز ستاره
پا میشه می ره منو تنها می زاره
با رفتنش رو دل من پا می زاره
از ابر چشمام بارون غم می باره
طفلی دل من که شده پاره پاره
من بی ستاره همه عمرم تباه
روزای عمرم همه رنگه سیاه
دونه به دونه نفسام بی ستاره
حتی یه ذره رنگ زندگی نداره
بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم
جز اون نمی خوام واسه هیچ کس بخونم
میرم یه گوشه تک و تنها می شینم
شاید بتونم کمی اروم بگیرم










| Design By : Night Skin |


